عید الفطر

عید الفطر هاذ الیوم بلعز بین اهلاله

و اهواز الحبیب الیوم بهیل ایفوحن ادلاله

یت اهل المجد هلیوم بلمیدان خیاله

و تلاگت یعرب عیاده

سلسله مراتب یک قبیله

سازمان اجتماعی مردم عرب زبان از نظر سلسله مراتب ایلی دارای تقسیماتی است كه در زیر به معرفی آنها پرداخته می شود.


بیت:Beit


بیت كوچك ترین واحد سازمان اجتماعی قوم عرب خوزستان است. بیت از چند خانوار كه از نیای واحد باشد، تشكیل می شود و معمولاً بسته به تعداد افراد آن ، نیای واحد آن ها به جد دوم یا سوم محدود می شود.


حموله:Hamouleh


حموله از مجموعه ی چند بیت تشكیل می شود كه دارای نیای مشترك هستند . نیای آن ها معمولاً به جد چهارم یا پنجم بر می گردد و متناسب با كثرت یا قل‍ّتافراد تغییر می كند.


عشیره: Ashireh


عشیره مجموعه ای از چند حموله است كه الزاماً همه ی افراد آن از نیای واحد نیستند . فقط هسته ی اصلی تشكیل دهنده ی عشیره كه به صورت موروثی شیخ از میان آن ها انتخاب می شود از جد مشترك هستند. یك عشیره ممكن است افراد دیگری را كه از عشیره ی خود بریده اند به عنوان افراد عشیره خود بپذیرد. این امر كه به صورت دسته جمعی انجام می پذیرد، در قالب الحاق یك یا چندبیت یا یك حموله صورت می گیرد. علاوه بر این ،در گذشته ، در برخی موارد افراد غیر عرب نیز به منظور حفظ و صیانت خویش در مقابل تعدیات طوایف دیگر و ایجاد ضمانت های جمعی، در خواست الحاق به عشیره را نموده و در نهایت ، جزء آن عشیره شده و به هنگام جمع آوری و پرداخت فصل (دیه یا جبران خسارت) نیز همانند دیگر اعضای عشیره سهم خود را می دادند.


هر عشیره بیرق (پرچم) مخصوص به خود را دارد كه با رنگ و نوشته ها یش از بیرق سایر عشایر متمایز می شود. احترام به بیرق به منزله ی احترام و ارج گذاری به عشیره است، به همین دلیل هر گونه اهانت به آن : از قبیل تیر اندازی و غیره نیز بی حرمتی به عشیره تلقی شده و مستوجب پرداخت فصل است. در حال حاضر بیرق فقط در مناسبات خاص از قبیل فوت بزرگ عشیره و یا یكی از افراد شورای ریش سفیدان عشیره یا بزرگ ترین ومنفذترین فرد حموله های تحت پوشش بر افراشته می شود.


طایفه:tayfa


طایفه از چند عشیره تشكیل شده است و هسته ی تشكیل دهنده ی آن عشایری با نیای واحد است ، اما عشایر دیگر نیز می توانند جزء این طایفه شوند. معمولاًپیوستن حموله های مختلف به یك عشیره یا عشیره های مختلف به یك طایفه ، تابع خوش نامی ، قدرت اقتصادی ، هم جواری وشخصیت و درایت شیخ طایفه در حل و فصل منازعات می باشد.


قبیله:Ghabealeh


قبیله ازمجموع چند طایفه و چندین عشیره تشكیل شده است و وجود یك قبیله به معنی هم خونی تمام افراد آن نیست . گاهی نیز در نتیجه ی وحدت سیاسی – اجتماعی چند طایفه و عشیره ، یك قبیله تشكیل می شود.


علی رغم این كه در ساختار قبیلهجای ، بعد از عشیره ، طایفه قرار دارد ولی هر عشیره از استقلال كامل برخوردار است و شیخ آن توسط ریش سفیدان عشیره تعیین می شود. او در محدوده ی عشیره خویش فقط در قبال شورای ریش سفیدان عشیره مسئول و جواب گو است و رابطه او با طایفه یا قبیله فقط به هنگام طرح اختلافات و منازعات مهم و بزرگی است كه در محدوده ی ریش سفیدان و شیخ عشیره قابل حل نبوده و برای حل و فصل آنها به شورای بزرگان طایفه یا قبیله ارجاع می شود

ازدواج عربی (خوزستان)

یک دوستدار میراث فرهنگی گفت: عروسی در میان مردم عرب آداب ویژه‌ای دارد.

قاسم منصور آل‌کثیر در گفت‌وگو با ایسنا بیان کرد: در جوامع انسانی، تنوع بسیار گوناگونی در ساخت و نحوه شکل‌گیری خانواده‌ها از فرهنگی به فرهنگ دیگر وجود دارد، یکی از مقدمات این شکل‌گیری‌ها مراسم ازدواج است. مراسم ازدواج یا در زبان عامیانه "عروسی" مراسمی سنتی یا آیینی است که طی آن آغاز یک ازدواج و زندگی مشترک زوجی جشن گرفته می‌شود. این مراسم در کشورها، فرهنگ‌ها، ادیان و مذاهب، گروهای قومی و حتی طبقه های گوناگون اجتماعی به اشکال مختلف برگزار می‌شود.

وی افزود: جشن عروسی از بحث کارکردی ازدواج جدا بوده زیرا بخش قانونی و کارکردی آن در کشورهای گوناگون معمولا در دفاتر قانونی انجام می‌شود، این در حالی است که بخش کارکردی ازدواج در بین عرب‌های خوزستان با آداب و رسومی خاص همراه است. پسر عرب زمانی به خواستگاری دختر مورد انتخاب خود می‌رود که اطمینان کافی از نبود "ناهی" یا معترض در بین خویشاوندان درجه اول خانواده‌ دختر داشته باشد.

او خاطر نشان کرد: در صورتی که "ناهی" ای نسبت به این خواستگاری نباشد، جوان عرب مرحله اول را شروع می‌کند که در اصطلاح این مرحله را المشیة یا المشایة (خواستگاری) گویند. البته رفتن مادر پسر به خانه دختر قبل از مشایه و دیدن دختر و رد و بدل شدن گفت‌وگوهایی بین زنان تقریبا درکشور بین همه‌ اقوام متداول و مرسوم است. مثلا زنان عرب برای نشان دادن رضایت خود از خواستگاری و آمدن خانواده‌پسر معمولاً می‌گویند: "مکانکم مفروشه" یعنی جای شما فرش شده است، که این امر در فرهنگ عرب نشان دهنده‌ رضایت به خواستگاری است. قبل از نشست رسمی، خانواده‌ داماد برای دختر انگشتر، عبایه (چادر عربی) و قواره یا لباس به منظور نشان می‌آورند که به آن "نیشان" می‌گویند. در واقع نوعی نامزدی محسوب می‌شود که از آن روز به بعد زوجین وارد دوره‌ نامزدی می‌شوند.


خواستگاری

این دوستدار میراث فرهنگی توضیح داد: عرب‌ها جلسه‌ خواستگاری را "خطبه" نیز می‌گویند. "خطبه" دارای آداب خاص خود است. پدر دختر بعد از مشورت با برادران خود و دادن جواب مثبت به خانواده‌پسر، آماده ‌برگزاری مراسم بعدی که یکی از مهم‌ترین مراسم خواستگاری در بین عرب‌ها به شمار می‌رود، می‌شود. در این مراسم مهریه که معادل آن در عربی که در فرهنگ لغت عبدالنبی قیم "صداق" ترجمه شده و خرید وسایل زندگی زوجین ، تعیین می‌شود . این مراسم را دربین مناطق مختلف خوزستان با نام‌های متفاوتی می‌شناسیم، مثلا در دزفول، شوش، شهر حر، مناطق مرزی صرخه و کعب، سوسنگرد، بستان، هویزه، منطقه مرزی رفیع، ملاثانی، ویس و چند مکان دیگر آن را " َگَی" (با فتحه بر روی گاف) می‌نامند.

وی ادامه داد: مراسم "گی" نام‌های دیگری دارد، برای مثال مردم عرب آبادان، شادگان، خرمشهر و اطراف آن این مراسم را "قطع حق" می‌گویند. در میان مردم عرب خوزستان به دلیل این که در برخی مواقع قاف، گاف تلفظ می‌شود، به این آیین به زبان محلی "گطع الحگ" و خطبه هم می‌گویند. در اهواز نیز این مراسم به نام‌های دیگری هم‌چون گی، صداق، عده (اتعدی) و صیاگ خوانده می‌شود. مردم امیدیه، خلف آباد و آن نواحی بیشتر آن را صداق یا صیاگ می‌خوانند. اصولا مراسم َگی در خانه دختر و یا اقوام نزدیک آن اجرا می شود. تا آن‌جایی که ممکن است سعی می‌کنند در یک مضیف (مکان پذیرایی) بزرگ یا حسینه‌ای این کًعدة (نشست) برگزار شود.

او یادآور شد: در این مراسم خانواده‌ پسر یک روحانی و تعدادی از ریش سفیدان قوم‌ و خویش و آشنا خود را به همراه می‌آورند و سعی می‌کنند از اشخاص موقری دعوت بعمل آورند که نزد خانواده‌ عروس دارای منزلت و احترام باشند. در برخی مناطق حتما یک سید نیز به دعوت خانواده پسر در این مراسم شرکت می‌کند. حضور سید در این مراسم به این دلیل است که عرب‌های خوزستان برای سادات مقام و ارج خاصی قایلند. در این مراسم تنها آقایان حضور دارند و خانم‌ها غالبا در خانه‌ای دیگر منتظر نتیجه مراسم هستند.

آل‌کثیر گفت: هدف از برگزاری این جلسه، توافق بر سر میزان صداق یا مهریه‌ عروس است. در صورتی که ازدواج فامیلی باشد، مبلغ مهریه، سطح مخارج عروسی و تهیه جهیزیه برای داماد بسیار کمتر از ازدواج با دختر غریبه است. در چنین ازدواج‌هایی مبلغی نیز خانواده پسر به عنوان حق زن به خانواده دختر داده تا با آن وسایل و جهیزیه خریداری شود. پس از وفاق بر میزان مهریه ختم مراسم با صلوات به پایان می‌رسد. شایان ذکر است که در برخی مناطق استان در پایان این مراسم فاتحه‌ای برای حضرت عباس(ع) خوانده می‌شود. فلسفه‌ خواندن این فاتحه به این معنی است که تعهدی بین خانواده‌ دختر و پسر به شمار می‌رود که بر حرف‌های خود پایبند باشند.

وی با بیان این مطلب که، خواندن فاتحه در بین عرب‌های شوش، دزفول، سوسنگرد، هویزه، ملاثانی و برخی مناطق اهواز نسبت به سایر نقاط استان بیشتر به چشم می خورد، توضیح داد: در پایان مراسم َگی پذیرایی مفصلی به همراه نوشیدن قهوه و چای از مهمانان صورت می‌گیرد. بعد از اتمام این مراسم نوبت به مراسم عروسی می‌رسد. قبل از رسیدن موعد عروسی، یکی از رسوماتی که داماد باید به جا بیاورد خریدن پارچه لباس برای مادر، خواهران و زن برادرهای عروس است که در گذشته برای تعداد افراد بیشتری پارچه خریداری می‌شد، اما اکنون به دلیل مشکلات اقتصادی این امر ساده‌تر و کم هزینه‌تر اجرا می‌شود.

عروسی

او تصریح کرد: روز عروسی نیز آداب ویژه‌ای دارد. لباس عروس همواره در طول تاریخ اهمیت فراوانی داشته ‌است. همه عروس ها، مایل بودند زیباتر به نظر برسند، در مورد لباس عروس در دانشنامه‌های انگلیسی این چنین آمده است که رسم پوشیدن لباس عروس به رنگ سفید به انگلستان در دوره ملکه ویکتوریا باز می‌گردد. با وجود فراگیر شدن رنگ سفید در برخی از کشورها عروس‌های هندی، چینی، ویتنامی و ژاپنی هم‌چنان از رنگ‌های ملی خود برای لباس عروس استفاده می‌کنند. نوع و کیفیت مراسم ازدواج و نوع پوشش عروس و داماد به فرهنگ و آداب جامعه بستگی دارد. امروزه استفاده از لباس توری و سفید رنگ برای عروس در بسیاری از کشورها و میان اقوام مرسوم است.

این دوستدار میراث فرهنگی گفته‌های خود را چنین ادامه می‌دهد: البته در برخی مواقع در اهواز، مناطق و شهرهای جنوبی استان دیده شده که داماد با لباس عربی که همان دشداشه، کوفیه، عگال و بشت است در مراسم عروسی حاظر می‌شود. اما در حال حاضر بیشتر کت و شلوار در بین دامادها متداول است این در حالی است که در بین دختران همان لباس عروس سفید استفاده می‌شود. روز ازدواج را عرب‌ها "عِرس" می‌گویند که هم‌چون واژه عروس هر 2 عربی هستند و به داماد نیز "عریس" گفته می‌شود. در زبان فارسی عروس هم‌چنین به عنوان نوعی نسبت خویشاوندی سببی هم به کار می‌رود به این معنا که همسرِ پسر عروس است اما عرب‌ها به آن "چَنه" و به داماد یا همان شوهر دختر "نسیب" گویند.

وی اظهار داشت: همان گونه که در قوانین ازدواج زوجین بعد از آزمایش خون به کلاس توجیه مسایل آیین همسرداری فرستاده می‌شوند از گذشته تا به حال در آداب و رسوم این آیین مورد توجه قرار گرفته بود. به این صورت که در روز جشن ازدواج شخصی در کنار داماد ایستاده و اصولا این شخص باید از میان افراد جوان و تیز هوش باشد تا مسایل زناشویی را به او گوشزد کند. البته رسالت این شخص بیشتر هم‌یاری داماد به هنگام ادای رسوم و احترام به میهمانان است چراکه اغلب جوانان در روز ازدواج استرس بر آنان قالب شده و ممکن است بعضی از کارهای اولیه را فراموش کنند که توسط این شخص یادآوری می‌شود. این شخص در بین عرب‌های خوزستان 2 نام دارد که در مناطق جنوبی هم‌چون خرمشهر، ماهشهر، شادگان، آبادان و .. به آن "َوزیر" می‌گویند و تقریبا می‌شود گفت در باقی مناطق به آن "هَراب" گفته می‌شود که در برخی قسمت‌ها نیز این رسم کم‌رنگ شده است.

او تاکید کرد: درعربی فصیح هراب یا وزیر را "وصیف" گویند. مرسوم است که مادر، زنان و دختران خویشاوند داماد از شوق و خوشحالی به هنگام دیدن داماد و آوردن عروس به منزلِ آن که به اصطلاح "زفه" گفته می‌شود با کل به استقبال آنان می‌روند. "کل"در اصطلاح عربی هل‌هله یا هل‌هوله است که با گذاشتن دست بر بالای دهان و حرکت زبان، صدایی جیغ مانند مسلسل‌واری طنین انداز می‌کند. هل‌هله پیامی بدون کلام است که نشان از شادی دارد. به هنگام ورود عروس و داماد در منزل نیز گوسفندی قربانی می‌شود که عرب‌های نواحی شادگان به آن "فدیه" می‌گویند. این قربانی با این فلسفه انجام می‌شود که عروس و داماد را از گزند و آسیب مصون دارد، هم‌چنین به منظور دفع چشم زخم نیز می‌باشد. از دیگر عادات این مردم تیراندازی به هنگام زفه است که در بدو ورود عروس و داماد به منزل، اتفاق می‌افتد و بیشتر در روستاها شاهد اجرا این رسم هستیم.

آل‌کثیر گفت: مرسوم است که در هنگام "زفه" عروس با پدر و برادرهای خود خداحافظی می‌کند. یکی از عادات خاص مردم عرب رقص محلی چوبیه است، رقص محلی یا رقص فولکلوریک، قدیمی‌ترین فرم است که نشان‌گر حالات، عادات و فرهنگ یک قوم و یا ساکنان یک منطقه جغرافیایی خاص بوده و در قالب مجموعه‌ای از حرکات موزون اجرا می‌شود. باستان شناسان و مورخین می‌گویند که رقص بخشی مهم از فرهنگ انسان‌های اولیه بود بطوری که آنان از طریق رقص و با استفاده از حرکات و ریتم احساسات خود را به دیگران بیان می‌نمودند. رقص چوبیه یکی از همین رقص‌های فولکلوریک این مردم است که به نظر می‌رسد از قدمت زیادی برخوردار است. یکی از رسم‌هایی که در بین سایر اقوام وجود دارد ولیمه یا همان شام عروسی است. همچنین "ولیمه دادن" از رسم‌ها و سنت‌های اسلامی در مراسم عروسی مردم عرب به شمار می‌رود.

وی ادامه داد: ولیمه دادن یعنی دعوت عده‌ای از مؤمنین و ارحام و همسایگان و فقرا به میهمانی صرف غذا. این رسم به قدری مورد توجه پیامبر اسلام بود که در مراسم عروسی علی بن ابیطالب (ع) و فاطمه زهرا (س) برآن تاکید کرد. همچنین روایت‌های بسیاری در مورد تهیه آن ولیمه وجود دارد که همگی بر ساده بودن آن صحه می‌گزارند. ولیمه عروسی در بین خانواده‌هایی که توان مالی خوبی دارند پر هزینه‌تر تهیه می‌شود، مثلا "اِمفتح" یا مفتح که غذای معروف و مرسوم عربی و شامل گوشت آپزشده گوسفند است را برای میهمانان تهیه می‌کنند. بعد از ولیمه و پایان مراسم عروسی اقوام نزدیک داماد، عروس و داماد را با هوسه (پایکوبی‌ای که با شعر و آرزوی موفقیت برای زوجین همراه است) تا درب هجله همراهی می‌کنند.

او تصریح کرد: همانطور که گفته شد هوسه را مردان و زنان خویشاوند نزدیک داماد اجرا می‌کنند. حال اگر هوسه کننده زن باشد دیگر به آن هوسه نمی‌گویند بلکه هوسه‌ زن را گوله می‌نامند. یکی از هوسه‌هایی که در اکثر مراسم عروسی خوانده می‌شود این است که می‌خوانند " مَحروس اِب الله و قرآنه" یعنی انشالله خداوند و قرآن زوجین را حراست و حفاظت کند. شب ازدواج را شب زفاف نیز می‌گویند. شب زَِفاف اصطلاحی است که به اولین شب پس از ازدواج به ویژه در صورتی که آن شب، عروس و داماد با یکدیگر هم‌بستر شوند، گفته می‌شود. اصطلاحاً شب زفاف به شبی می‌گویند که عروس را به خانهٔ شوهر می‌برند. لغتنامهٔ دهخدا در سر واژهٔ "زفاف" چنین آورده‌است: عروس به خانه شوهر فرستادن و در عربی آن را "لیلةالزفاف" می‌خوانند.

این دوستدار میراث فرهنگی گفت: بعد از پایان مراسم ازدواج نیز آداب و رسومی خاص در بین مردم عرب وجود دارد، از جمله‌ی این آداب و رسوم این است که اقوام عروس و داماد آغاز به دادن هدیه به زوجین می‌کنند. این هدیه دارای اسمی خاص است که در مناطق مختلف متفاوت است، برای نمونه مردم عرب سمت شمال غرب و مرکز خوزستان از جمله شوشتر، شوش، دزفول، مناطق چعب، الحایی، عبدالخان، شهر حر، ملاثانی، شیبان و شعیبیه اکثرا به کادوی عروسی "هَربَ" گویند. اما مردم اهواز، رامهرمز، سوسنگرد مناطق رفیع، هویزه و ... آن را "اریوگ" و "نگوط" می‌خوانند. گمان می‌رود وجه تسمیه کلمه اریوگ اقتباس از همان صبحانه‌ای باشد که عرب‌ها به آن اریوگ می‌گویند زیرا در گذشته خویشاوندان نزدیک داماد صبحانه‌ روز اول زندگی زوجین را مهیا کرده که به دلیل منسوخ و کمرنگ شدن این رسم همان کلمه اریوگ برای کادو بکار برده شد.

وی، در تشریح این آداب چنین می‌گوید: البته عده‌ای کادو را "اریوگ" و پول نقد را "نگوط" می‌گویند. حال آن که مردم جنوب و جنوب غرب خوزستان هدیه زوجین را تنها نگوط می‌گویند. در گذشته عروس مقداری شیرینی از خانواده خود برای پذیرایی از مهمانان می‌آورد به این منوال که شیرینی‌ای که از خانه‌ پدری آورده در ظرفی جلوی میهمان گذاشته و میهمان بعد از میل کردن شیرینی، هدیه خود که همان َ"هربَ"، "نگوط" یا "اریوگ" است را در ظرف گذاشتند. از دیگر باورهای مردم عرب خوزستان این است که تازه عروس از سه الی یک هفته به خانه کسی نمی‌رود که اعتقادات مختلفی در این باب وجود دارد. عده‌ای نیز مخالف این مورد هستند اما در کل بر این باورند که به لحاظ آسیب شناسی این اعتقاد از جمله باورهایی است که آسیبی به شخص یا اجتماع نمی‌زند و کاملا شخصی است.

آل ‌کثیر خاطر نشان کرد: هر چند که این باور در حال حاضر کم‌رنگ شده است اما در ارتباط با این موضوع در گذشته مردم ویس می گفتند: "العروس لازم ایهل الاهلال علیها". از جمله وظایفی که بر عهده خانواده داماد، دعوت خانواده عروس و بعضی بستگان نزدیک آن‌ها در یک هفته بعد از ازدواج است. در این ضیافت عروس برای اولین بار بعد از مراسم ازدواج خانواده خود را می‌بیند و بعد از آن دوستان و آشنایان عروس و داماد، زوجین را به خانه‌ خود دعوت می‌کنند. این رسم در جنوب خوزستان به شدتی است که زوجین با گفتن کلمه‌ "وصول" از دعوت کننده به دلیل کمبود وقت پوزش می‌خواهند. تقریبا می توان گفت آداب و رسوم ازدواج ذکر شد خلاصه‌ای از آداب ازدواج در میان مردم عرب است.

او توضیح داد: رسم دیگری در بین برخی از سادات عرب وجود دارد که آن ندادن زن به عوام و غیر سید است. البته این رسم نیز تنها در بین عشایر و روستاها، آن هم به شکل کم‌رنگ باقی مانده است. شهر العسل یا ماه عسل نیز از دیگر آداب و رسوم ازدواج است به طوری که در حال حاظر برخی جوانان بنا به سلایق و یا دلایل اقتصادی توان برگذاری مراسم ازدواج را نداشته و تصمیم رفتن به ماه عسل می‌گیرند. در دایره المعارف‌های عربی این چنین آمده که : گمان می‌رود این فرهنگ متعلق به بیش از 4000 سال پیش باشد که نزد بابلیان بود. طبق آن فرهنگ، پدر عروس می‌بایست شراب تهیه شده از عسل را که گمان می‌رفت می‌تواند باعث افزایش توانایی شود، به مدت یک ماه به داماد ارائه کند. در کل آداب و رسوم جزیی لا‌ینفک از شیوه زندگی مردم عرب است و به دلیل نوستالوژی و تعهد خاصی که به آداب خود دارند حضور خانواده‌ها در سبک و سیاق و نوع شکل گیری ازدواج پر رنگ‌تر است

امثال عربه

1- المای ما بی عله العلوه ایرد على النصه
۲- التگرصه الحیه بیده ایخاف من جرت الحبل
۳- الأگرع ایعیر أبو حبه
۴- البزون تفرح إبعمه أهلها
۵- الما ینوش العنب بیده ایگول حامض ما أریده
۶- أبو طبع ما اییوز من طبعه
۷- الیا عگبک عگبک
۸- إکل مر و إشرب مر و لا تعاشر مر
۹- الما یعرف تدابیره حنطته تاکل إشعیره
۱۰- إتبع العیار الباب الدار
۱۱- الظفر ما یطلع من اللحم
۱۲- الما ینطی من قلیل ما ینطی من کثیر
۱۳- المبلل ما إیخاف إمن المطر
۱۴- الواوی ما إییوز من عویانه
۱۵- الگصب کل ما طال طوله مرجوعه علی إصوله
۱۶- العم ولی و الخال خلی
۱۷- الما یعرف الصگر یشویه
۱۸- الما یعرفک ما إیثمنک
۱۹- إخذ فالها إمن أطفالها
۲۰- الولد من خافوره و الهرش من فرفوره
۲۱- الصبر مفتاح الفرج
۲۲- الدنیا دواره
۲۳- الدنیا یوم إلک و یوم علیک
۲۴- الصدیج یوم الضیج
۲۵- الإبعبه صخل إیمعمع
۲۶- الخیر إیخیر و الشر إیغیر
۲۷- الیمل لو إیشوف حدبته چان إنکسرت إرگبته
۲۸- الله إیعرف الحمار ما إنطا إگرون
۲۹- إنهجم بیت البامیه ام اللقاویص
۳۰- الدین عمات عین
۳۱- إبعد و صیر عزیز
۳۲- الغنی غنوا له و الفگر ونوا له
۳۳- إبن الحایچ إینبب و إبن الکاولی إیربرب
۳۴- البزون ما عدها شغل إتشرمخ الشبه
۳۵- الیوگف یم الحداد إیلوحه شرار
۳۶- إنطی الخبز الخبازته حتى لو تاکل نصه
۳۷- إمشی شهر و لا تطفر نهر
۳۸- العنده محراث لیش یحرگ إیده
۳۹- الجار گبل الدار
۴۰- الما ینطی زبیله محد إیعبیله
۴۱- الخرمه أهلهه شایلین إهیه إترید ریل (رجل)
۴۲- إرکض ورا الیبچیک و لا ترکض ورا الیضحکک
۴۳- الیمل یعری من ذانه
۴۴- الیمل ما یعرف ربه الا وکت الزلگ
۴۵- البعید عن العین بعید عن الگلب
۴۶- المجالس مدارس
۴۷- الما یعلمه امه و أبوه یعلمه زمانه
۴۸- الیاکل إبضرسه ینفع نفسه
۴۹- الماله أول ماله تالی
۵۰- الباجله ما بیهه دهن
۵۱- ام الکاتل نامت و ام المکتول ما نامت
۵۲- إلی إنتکل على یارته بات عزمه بالندم
۵۳- الله یعرف النمله ما إنطاها إجناحات
۵۴- الصباح رباح
۵۵- إیآمرون على الچلب یآمر على ذیله
۵۶- الچلب چلب و لو طوگوا ذهب
۵۷- الشبعان إیتریع على الیوعان
۵۸- الإیده بالمای مو مثل الإیده بالنار
۵۹- النار لو شبت تحرگ الخضر و الیابس
۶۰- العاف داره گل مگداره
۶۱- الحچه إبفگره ما نگص گدره
۶۲- إلی إیروح إبغیر عزیمه یگعد من غیر إفراش
۶۳- التمنـّه ما تهنـّه
۶۴- أهلک أهلک لا تهلک
۶۵- إلما عنده مشیر إیحط إعمامته او یستشیر
۶۶- التهدّه ما عثر
۶۷- العجله من الشیطان
۶۸- ألو ماتت الأمهات دنـّو الخالات
۶۹- إبن المغنـّی إیغنـّی و إبن المصلـّی إیصلـّی
۷۰- إگعد عوی و إحچی عدل
۷۱- إید إلما إتشابچهه بوسهه
۷۲- إلشوف شوف الگلب مو شوف العیون
۷۳- إلما إیریدک لا إتریده
۷۴- إغسل إیدک للعچس
۷۵- إیده ماهی إله
۷۶- إیده بارده
۷۷- القاضی راضی ، المفتی شلـّه غرض
۷۸- إذا الگمر صوبک إشعلیک إمن النجوم
۷۹- أهل الدواب تطلب من أهل الهوش خثره
۸۰- إیکدّه الشحیح او یاکله المستریح
۸۱- إیکدّه الحصان او یاکله الحمار
۸۲- الکدیش من رفسه و الکحیل من غمزه
۸۳- إلما إیسوگه مرضعه سوگ العصّه ما ینفعه
۸۴- الغرگان إیچلـّب إبسبّاحه
۸۵- إمگام الما إیشوّر محّد إیزوره
۸۶- الهوا مو تارس خشمه
۸۷- إحچایة التنگال
۸۸- العین ما تعله على الحایب
۸۹- إلیدری یدری و إلما یدری إیگول گضبة عدس
۹۰- العایش بالدنیا سعید
۹۱- إیدوّر على إبره إبجهدال تبن
۹۲- إسئل إمجرّب و لا تسئل حکیم
۹۳- الصبر مرّ
۹۴- الیمل هم چبیر
۹۵- الزلم صنادیگ إمگفـّله
۹۶- الزلمه بضراعه مو بلسانه
۹۷- إلـّی إیعیش بالحیله إیموت بالفگر
۹۸- إرلیه إمسرسحه بالگبر
۹۹- الطایح رایح
۱۰۰- الدم ما إیضیع
۱۰۱- الحگوگ إترید إحلوگ
۱۰۲- الچلب ما إینجّس البحر
۱۰۳- ألو إنطگ الخشم تهمل العین
۱۰۴- البطنه خالیه ما إیخاف
۱۰۵- إجه إیکحلهه عماهه
۱۰۶- الطوف إتطیح على أهلهه
۱۰۷- الباب إلـّی یجیک منـّه ریح سدّه و إستریح
۱۰۸- إتعب إجدامک و لا تتعب إلسانک
۱۰۹- الحگران إیگطـّع المصران
۱۱۰- الشاذی إبعین أمّه غزال
۱۱۱- الگنفذ إیبوس إولیده وإیگول إشمنعم إخدیده
۱۱۲- ألو کلمن یا او نجر ماضل بلوادی شجر
۱۱۴- التجاره شطاره
۱۱۵- الکثره تاخذ الشجعان
۱۱۶- أثقل من الییثـوم
۱۱۷- إلیّ یدگ الباب یسمع الجواب
۱۱۸- إلـّی لگه أحبابه نسه أصحابه
۱۱۹- إلـّی إیربـّی فرخ غیره مثل إلیبنی إبگاع غیره
۱۲۰- الضرس الیتگلگل ینشلع
۱۲۱- إیده ما توصل حلگه
۱۲۲- الگمر بید و النجوم بید
۱۲۳- إکره او گول و حب او گول
۱۲۴- الیهدی بگه إیرید یمل
۱۲۵- الله ما ینسه عبده
۱۲۶- إلسانه أنعم من الحیـّه
۱۲۷- الفگر فوگ الیمل و الچلب عضـّه
۱۲۸- المهره من خیـّالهه و المره من ریـّالهه
۱۲۹- أحرّ إمن الجمر
۱۳۰- أمرّ إمن الصبر
۱۳۱- إصبر و الصبر مبروک تالیّه
۱۳۲- إسعى یا عبدی او آنه أعینک
۱۳۳- إلـّی إیرید شی إیعوف شی
۱۳۴- الخوّه مو بالگوّه
۱۳۵- إبیاری ولا إبداری
۱۳۶- إبخیرهم ما خیّرونی ، إبشرهم عمّوا علیّه
۱۳۷- إبرخص المای
۱۳۸- إبرخص التراب
۱۳۹- إتگولنـّه باروت
۱۴۰- إتگولنـّه طیر ذهب
۱۴۱- إتگولنـّه طیر الصگر
۱۴۲- إتبربش او لا العمه
۱۴۳- إتذب الملح ما یطیح بالگاع
۱۴۴- إحساب یاکل بین عمیان
۱۴۵- إحچایة عاجل من راس مجنون
۱۴۶- إحدیده عن الطنطل

چانت العـــزه ابسلفنــــــــــــه اشکثر حلوه والاخوه الهه مقـــــام وین مایسمع بخیه ایروح حافی بس ایوصـــــــــــــله الســــــــلام هسه الگلوب ابحقـد مملیه صارت یا حسافه الغیره قطاهه الظلام (والعــــــــــــــــــزه انبـــــــــــــــاگت من گــــــــــــــــــــــــــــومــــی) (ناجی ابو عبدالله آلناصـــــــــــــــــــــر من الفلاحیـــــــــــــــــــه)