sms عربی

لاتگطع اترجاک سمعنی کلمه واللهالهوه بلیاک مایسوه اشمه



الخوه ابهل وکت صارت قلیله لاکن وحک عیناک خوتنه اصیله






لاتضن انه نسیتک ما أودیلک سلام کل ما ارید أکتب رساله الدمع یمحی الکلام




ﺭﻣﺶ ﺍﺑﺮﻣﺶ ﺷﺪﻳﺖ ﻭﻣﺎﻧﺎﻣﺖ ﺍﻟﻌﻴﻦ ﺗﺴﻬﺮ ﺍﻟﻚ ﺗﺸﺘﺎﮒ ﻣﻄﻠﻮﺑﺎ ﺍﻟﻚ ﺩﻳﻦ




هنیالک یل تنام الیل وانالیل مانامه مشتاقه الک الروح والشوفتک عطشانه





لیش الزمن ظالم:ولیش الیحب مظلوم:حبک بگلب دایم بس من شوفتک محروم



احبک مو طمع ویاک لأن هذا طبع بیه * احبک وافتخر للدوم ویظل حبک فخر لیه





یحن قلبی السوالفکم وفکری دوم یذکرکم ونقالی یضل مشتاق الی رنت رسایلکم






للخوه مخلص دوم مابدل الرای وافدی الجسدوالروح للیوگف اویای







ثلام یاعثل یاثمثم یاثربت ارید ارثلک بوثه بث اثامحنی لن اثنونی مکثوره





اشگد شفت حلوین ما شفت مثلک € حته الگمر بالیل هم ما یشبهک





خاشوگه کون اشفای و ارسلهه لشفاک.کلما تذوگ الزاد تتباوس اویاک





امشی وارد اردود واذکر هواکم. کون ابرصاصه یموت کلمن نساکم





اهدی الگلب والعین واهدیلک افراح. آسف علی النقال مایرسل ارواح







من توصل رسایلکم یشفه کل الم بعضای ولوجانی خبر منکم انسه کل تعب دنیای




نقالی هم شیطان یدری احبکم یکتب مسج بسکوت ویدزه الکم





اذاعندک إهواى أحباب وتحسبنى منهم/هم أنه عندى أحباب بس انته کلهم

دارمیات مضحکه

من کثر ما مشتاک یمکن انجنیت...اکل بصل مثروم حسبالی جکلیت............ ......
الدهر صایر چای والدنیا قوری ... لیش الیحب یا هوای ینضرب بوری

.......



   

لمن اشوف هوای یخدر شعوری ... خدرت بالفانوس حسبالی قوری

............ ...

شوفو زمانی شلون من یأذی یأذی ..... خلانی شجرة موز بین الشواذی

............ .....
وین البخت یفلان وتکلی مبخوت ... صرت اشتغل دفان محد رضى یموت

............ .....
زین البخت ویاک واصل لهل حد ... احفر کبر للمات کالو عدل رد

............ ....
فیتر صرت یا ناس والعیشه کشره... وین الیضب الروح بسبانه عشرة
............ .....

دورلی فیتر زین من روحی ملیت لا بدی لا رنکات بس شاصی ضلیت
............ ......
من کثر ما مشتاک خبلت نفسی... اشرب نفط بالکوب حسبالی ببسی

............ ........
من کثر ما مشتاک صرت انی مخبول.... اتفرج الاخبار حسبالی کعبول

............ ...
من کثر مامشتاق وحبک بنفسی ... وکفت الامریکان حسبالی تکسی
............ .....


احول حبیب الروح اثول مطفی لاکانی عین بعین باس الی بصفی
............ ........
اطبخ وافکر بیک یا حلو العیون بالمرکة اخبط جای حسبالی معجون

............ ........

لیش الرساله ویای عندک خسارة ماظن خمس سنتات یبنن عمارة

............ ......... .

کون انگلب سنتات وابقى برصیدک من تغازل الحلوات اطفر واصیدک

............ ......... .....
کون الجمال البیک یندار بیه کلما احن واشتاک اصفن علیه

............ ......... ......

طلعت تطش الزبل و لمعن تراجیهه... و لوما اخوهه الخبل لاعبر و احاجیهه
............ ...
من کثر ما مشتاک ینرادلی جیة وکفت لامریکان حسبالی کیة

............ .......


بی کی سی عد یمناک بساعة الضیک ...صدکنی اخلی اعداک ما تبلع الریک
............ ...

طلقات اسوی الروح و لفراکک احزن ...و کل ما تمر عالبال ارمیلی مخزن
...........
عود انة مثل الناس هم عندی بطة...راحت تغط بالمای والغطة غطة

............ ..


فرفح جهازی علیک ثق هلهل الرام.. والشحن من دکیت یرکص هجع کام
............ ......
ارید احفر التبلیط و ازرع بتیتة لیش الیحب حلوین ینهجم بیته
............ ..

الیکولک انی انساک کله انت اعمه و انزله دک کلات وکسرله خشمه
............ ..

بطل وربع جریت کل قصدی انساک تالیهه بأخر بیک بالمزه الکاک
............ ........

هجم بیت العین هلکد وکیحه کلما یمر حلیو تکلی صیحه
............ ......... .یکفی حبیب الروح یکفی بواری...أسست نص بغداد می ومجاری............ ..

غلاکم طاسة لبن تطفی لهیب الگیظ .. و حبکم ثرید و لحم ماهو طماطة و بیض
...........
تدری اشوکت هلروح من حبک اتوب ؟؟ من تسمع الشیطان غفروله لذنوب

............ ..

ما یهز گلبه الشوگ ! شوما یجینی ؟ ... یمکن طلع بذات لو گلبه صینی

.......... .. .........

حبک یبعد الروح غیر کیانی .... اشرب عرگ بجفاک حسبالی رانی

...........

کتلک تفضل فوت کل قصدی للبیت شمالک دفرت الباب وبقلبی طبیت

............ ..
رش الدرب تیزاب حافی أجیلک ... لک شلی بالرجلین الماتجیلک
............ .....
لک لو مو ترش الدرب تیزاب لو تزرع ألغام ... لخلی اللحم طشار واوصللک عضام

هوسه

احب الوفی وطیب الذات وحب الصادق بنیته وفخربلکریم

الزین الشیّدللمجدبیته هذا البیه رفعت راس علّی

بسمعته وصیّه یمهوس مجدبفعاله (ابوعلی سلامی من

مدینه الفلاحیه)

دگ ساس الخوّة بتاریخه

للخوِّ طلب مریود ثابت وبرگبتک دین ابوکتها ایکون منل

واجب لخوک الزین تدری بکربله العباس من ضحه العضیده

حسین دگ ساس الخوّة بتاریخه (عبود سلامی ابوعلی

من مدینة الفلاحیه)

گبــــل گالـــو اهلنـــه

گبــــل گالـــو اهلنـــه الجار محمی بزود جیـــرانه یلف

راسه وینام اللیـــل محـــد یوصـــــل مکانه وهلیـــــوم

الأخو بهــل یوم ضل مایرحم خوانـه (والوالـــــد یـــــــدره

من اولاده) (عبود ابوعلی الســـــــــلامی)

تجلیبه

تجلیبه

 

اجــــلبنــــک یلیلی و ما شفت راحه

و دوم اویای وکتی امشوهر اسلاحه

یلیل الی احبه امنـــــیشن ارمـــــاحه

عــلـــه گلبی و یگول اشمحله تصویبه

اجـــلــــــبنک یلیلی و حایر ابهالروح

دگـــلــی اشلون حاله ابالگلب مجروح

ترکنی الی احبه اعله الارض مطروح

طــلع چـــذاب و اخــــدعنی ابملاعیبه

الشاعرعبدالحسین الباوی

المصدر:مدونه الشاعر عبدالحسین الباوی

 

 

تصویر دسته جمعی از برخی شیوخ سابق عشایر عرب

تصویر دسته جمعی از برخی شیوخ سابق عشایر عرب

مروری بر تاریخجه سبک اصیل علوانیه

بي شك هر قومي از اقوام و ملل جهان و از آن جمله اقوام مختلف ايران داراي سبك موسيقي محلي خاص خودشان است كه آنان را در اين زمينه از ديگران متمايز مي سازد. مردم عرب خوزستان نيز از اين قاعده مستثني نبوده و معروف ترين سبك موسيقي آنان ، سبكي اصيل و مردمي به نام « علوانيه» است كه در اين مقال سعي بر آن است تا مروري بر نيم قرن از تاريخچه آن داشته باشيم. تاريخچه علوانيه به اوايل دهه چهل شمسي بر مي گردد، يعني آن زماني كه قسمت اعظم شعر مردم عرب خوزستان به دليل بي توجهي و عدم ثبت كتبي آن، مي رفت تا از بين برود. در اين زمان بود كه شخصي به نام علوان با صداي زيبا و دلنشيني كه داشت، مبدع اين سبك گرديد. اگر چه تنها بازمانده اين سبك يعني حسان اگزار بر اين عقيده است كه اين سبك در اصل توسط عموري ها پا به عرصه وجود گذاشت و علوان فقط مشهورترين سراينده آن است. علوان اشويع در سال 1277 هجري شمسي از خانواده اي شعر دوست و دين دار در روستاي برومي از توابع اهواز به دنيا آمد. در زماني كه فرهنگ ها و ادبيات اقوام مختلف ايراني به دليل سياست بي توجهي و نژاد پرستانه خاندان پهلوي و عدم وجود ديوان هاي شعري چاپ شده در معرض فراموشي و نابودي كامل قرار داشت. نقش علوان در جمع آوري و حفظ اشعار محلي ( الشعر الشعبي ) بسيار ستودني و قابل تقدير است. وي كه با رديف و دستگاه هاي آوازي و انواع شعر مردم عرب خوزستان آشنا بود، مبدع سبك آوازي نويني شد كه به نام او مشهور گرديد. علوانيه سبكي آرام، حزين و درد آوراست كه موسيقي شناسان ايراني آن را با سبك « اميري» تشبيه كرده اند. اين سبك آوازي كاملاً پاك و اصيل و مجالس آن عاري از هر گونه اعمال غير اخلاقي همچون رقص، مشروب ، ابتذال و غيره بوده و حتي مضامين ابيات شعري مورد استفاده در اين نوع آواز، بيانگر رنج هاي معيشتي ، دوري دوستان ( فراق الأحبه) ، شجاعت و سخاوتمندي و به نكوهش پديده هاي غلط اجتماعي همچون خيانت و دشمني با صله رحم مي پرداخت كه خواننده سعي در نزديكي آنان و دور ساختن كدورت ها و اختلافات في مابين بود . تا جايي كه حاضران را با يادآوري گذشته و پيشينيان به گريه مي انداخت. در نتيجه خواننده بيشتر از اشعار اجتماعي و اخلاقي جامعه پسند بهره مي برد و به ندرت شعر تغزلي و عاشقانه را به كار مي گرفت. به همين علت در همان سال هاي آغازين دهه چهل شمسي كه علوانيه پديد آمد، با اقبال عمومي توده ها روبرو شد و مورد توجه مردم و ادب دوستان وقت قرار مي گرفت. و به هنر او ارزش قائل مي شدند. علوان با حوصله اي وصف ناپذير روستاهاي مختلف خوزستان به ويژه مناطق حاشيه رود كارون را يكي پس از ديگري پشت سرمي گذاشت. و به گردآوري قسمت هاي مختلف آوازي، موال ها ، ابوذيه ها و ديگر انواع شعري شاعران در گذشته و حال مي پرداخت. و با حافظه بسيار قوي كه داشت به ندرت از اشعار تكراري در مجالس استفاده مي كرد. در واقع چنين شخصي « اورهان سو» پدر گردآوري ترانه هاي فولكوريك ترك را به يادمان مي آورد. در اين سبك كه معمولاً خواننده با ذكر عبارت « ايگول الشاعر (....) » نام سراينده شعر مورد نظر را مي گفت، هم باعث جاودانگي و مشهوريت شاعر مي شود و هم با انتساب هر شعر به شاعري معين از سرقت ادبي احتمالي آن در آينده جلوگيري مي كند. اگر چه علوان خود نيز شاعر بود، اما بيشتر از اشعار بزرگان معاصر خود همچون يابر الوهبي ، خلف خانزاده قنواتي ، حمد العطيوي ، شايع حسن الهلالي ، عبود الحاج سلطان و امير بن منصور سلامي بهره فراوان مي برد. تنها آلت موسيقي مورد استفاده در اين نوع آواز ربابه است و مي توان آن را به ويالن امروزي تشبيه كرد كه معمولاً خواننده خود نيز نوازنده رباب است و آن را با استفاده از گالن خالي نفت يا روغن كه حدود بيست تارموي دم اسب را از وسط آن عبور مي دهند، تشكيل مي شود و با كشيدن كمان بر ربابه صداي دلنشين، حزين و زيبايي از آن خارج مي شود كه شاعر آن را چنين توصيف كرده است : 
  هيچ مي داني چه مي گويد رباب از بلاها و زجگرهاي خراب
- اگر چه سابقه موسيقي خوزستاني به چندين هزار سال مي رسد و دليل آن نيز نقوش حجاري شده نوازندگاني است كه از عصر عيلامي در شوش كشف شده اند و حتي قبل از علوانيه سبك همچون « المقام الحوايزاوي » ( متعلق به اواخر دوره حكومت مشعشعيان ) وجود داشته اند، ولي بايد گفت كه علوانيه خيلي سريع توانست از مرزهاي خوزستان و ايران فراتر رفته و در كشورهايي همانند عراق و كويت نيز رايج گرديد تا جايي كه خوانندگان ريفي بزرگي چون داخل حسن و سلمان منكوب از آن سرايندگان خوزستاني اش به نيكي و شگفتي ياد كرده اند. هم اكنون هنرمندان اين كشورها اين سبك را با نام موسش يعني علوان مي شناسند. به عنوان مثال يكي از ريش سفيدان قديمي منطقه چنين تعريف مي كرد كه زماني كه با پاي پياده و به صورت قاچاق يا به قول قديمي ها به صورت « اكعيبر» براي كار روانه كويت مي شديم، پس از دستگيري توسط پليس آن كشور براي اين كه مشخص شود كه واقعاً عرب خوزستاني هستيم از ما مي خواستند كه برايشان علوانيه بخوانيم زيرا خوب مي دانند كه علوانيه را فقط خوزستاني ها به خوبي مي سرايند . اگر بخواهيم موسيقي عربي خوزستاني را به دو بخش الف : ريفي يا روستايي و ب: مقام يا شهري تقسيم كنيم ، سبك علوانيه را بايد متعلق به نوع اول يعني ريفي بدانيم . از خوانندگان معروف قسمت مقام در خوزستان مي توان به مشاهيري چون عبدالامير ادريس، خضير ابو عنب و عبدالامير عيداني اشاره كرد كه در دهه هاي هفتاد و هشتاد ميلادي درخشش بزرگي داشتند. ناگفته نماند كه شادروان احمد كنعاني نيز علاوه بر تخصص فوق العاده در نمايش نامه هاي كمدي صوتي ، در بخش موسيقي نيز دست درازي داشته بود. در ساليان اخير نيز گروه موسيقي وابسته به اداره فرهنگ و ارشاد سوسنگرد، چندين بار در جشنواره هاي محلي و ملي شركت كرده، خوش درخشيده و با صداي زيباي سعيد صاكي به آهنگ سازي احمد بيت سياح و كلمات و اشعار عبدالعزيز حمادي و همچنين كمان زني استاد محمد فدعمي به مقام هاي كشوري دست پيدا كرده اند و چندين بار شاهد پخش صداي اين گروه در شبكه استاني بوده ايم و حتي قرار است كه در آينده اي نزديك قسمت هايي از موسيقي اين گروه را در شبكه هاي عربي ماهواره اي ايراني شاهد باشيم. اما در مورد بحث اصلي مقاله يعني علوانيه بايد گفت كه بعد از درگذشت علوان در سال 1352 شمسي كساني همچون ثامر زرگاني ، حسن معشوري ، مزبان لويمي و ناظم صالح البريهي اين سبك را ادامه دادند. گويند علوان قبل از وفاتش رباب خود را كه با دست هايش ساخته بود به علي الرشداوي هديه كرد زيرا استعداد سرايندگي و نوازندگي آن را در وي يافته بود( به نقل از عامر ابو حامد فرزند علوان)‌. اكنون تنها بازمانده اين سبك احسان اگزار از اهالي شوش است كه مي توان او را بهترين جانشين علوان در خوانندگي دانست كه چندين بار از طرف كانون موسيقي ايران در جشنواره هاي متعددي شركت كرده و حتي چند سال پيش به يكي از جشنواره هاي موسيقي در كشور هلند دعوت شد. اگر چه نسل جديد آشنايي چنداني به اين نوع سبك نداشته اما هنردوستان و موسيقي شناسان هرگز از آن غافل نبوده و در نتيجه در ساليان اخير، چندين نشريه مختلف استاني و ملي در اين مورد مطلب نوشته اند كه از آن جمله مي توان به مجله موسيقي ، هفته نامه حديث ، روزنامه همسايه و هفته نامه رضوان اشاره كرد. در خاتمه نيز بر خود لازم مي دانم تا يادي از تمامي پژوهشگران و به خصوص از دومحقق زحمتكش خوزستاني آقاي عيسي دمني و سيد محمد موالي داشته باشم كه واقعاً تلاش فراوان و پژوهش هاي جالب و سودمندي در راه احيا و معرفي اين سبك داشته اند.